نشانههای مدرسه امن در همین رفتارهای روزمره است…
دکتر احسان خانمحمدی، مدیریت دبیرستان خاتم ولنجک:
میخواهم این یادداشت را از دلِ مدرسه شروع کنم، همانجایی که اغلب آدمها فکر میکنند فقط با برنامهها و تصمیمهای بزرگ ساخته میشود. اما تجربهی من نشان داده است مدرسه، نه فقط با اینها، بلکه با جزئیاتی که خیلیها به آنها توجه نمیکنند ساخته میشود؛ جزئیاتی مثل لحن سلامکردن، نوع نگاهکردن به یکدیگر، جملهای که در لحظهی خطا گفته میشود و مرزی که بزرگسال در رفتار و کلام نگه میدارد.
من هر روز چند دقیقه در راهروها میایستم و فقط نگاه میکنم. نگاه میکنم بچهها وقتی وارد مدرسه میشوند یا از کلاس بیرون میآیند چه حالی دارند و چه برخوردی میبینند. همان برخوردهای کوتاه و همان جملههای ساده، حال و هوای مدرسه را میسازد. اگر نوجوان مطمئن باشد که اینجا قرار نیست تحقیر شود و کسی با تندی با او حرف نمیزند، آرامتر میشود. اگر هم بداند مرزها واقعی هستند و با بحث و هیجان جابهجا نمیشوند، همکاریاش بیشتر میشود.
به همین دلیل است که ما در مدرسه روی دو موضوع حساس هستیم: «کلام محترمانه» و «مرز و قوانین روشن». اینها عواملی هستند که یک مدرسه امن را میسازند.
بنابراین، وقتی میگوییم مدرسه باید امن باشد، منظورمان دقیقاً همین است؛ اینکه اگر نوجوان اشتباه کرد، شخصیتش زیر سؤال نرود. اگر هیجانش بالا رفت، با هیجانِ بیشتر جواب نگیرد. اگر تذکری لازم بود، آن تذکر روشن و محترمانه و در عین حال جدی و قاطع به او داده شود.
ما در مدرسه امن خودمان با نوجوان چگونه حرف میزنیم؟
یکی از مسئولیتهای روزمرهی ما در مدرسه این است که روی «جملهها» حساس باشیم و آنها را اصلاح کنیم. این اصلاحکردن برای قشنگ حرفزدن نیست، بلکه برای تربیت نوجوان و حفظکردن امنیت اوست. وقتی دانشآموز بینظمی میکند یا خطایی از او سر میزند، جملههایی که ما میگوییم میتوانند دو مسیر متفاوت بسازند. اما چگونه؟
جملههایی مثل «تو بیادبی»، «تو بیمسئولیتی» یا «تو همیشه همینطوری هستی» به نوجوان برچسب میزنند و او را قضاوت میکنند. وقتی از چنین جملههایی استفاده شود، مکانیزم دفاعی نوجوان سریع فعال میشود و سعی میکند از خودش دفاع کند. بنابراین گفتوگو به تنش منجر میشود و به هیچ نتیجهای نمیرسد.
اما وقتی به نوجوان برچسب زده نشود و در واقع، نه شخصیت او، بلکه رفتارش نقد شود، نوجوان مسئله را بهتر میفهمد و احتمال اصلاح رفتار هم بیشتر میشود.
بنابراین، ما تلاش میکنیم تذکرها اینچنین باشند:
- «این رفتاری که داشتی نظم کلاس را به هم زد.»
- «انتظار دارم از همین لحظه این رفتار را متوقف کنی.»
- «اگر این رفتار ادامه پیدا کند، پیامدش این است که…»
- «حالا بگو برای جبران این رفتار چه کاری انجام میدهی؟»
من دوست دارم نوجوان در مدرسه این پیام را واضح دریافت کند: «تو برای ما ارزشمند هستی، اما رفتارهای اشتباهت پیامدهایی دارد.»
این جمله به نوجوان کمک میکند مرزها را درک کند، بدون اینکه تحقیر شود. همین فهمِ مرز، پایهی امنیت و رشد را میسازد.
صمیمیت را با سهلگیری اشتباه نگیریم
در برخوردهایی که بزرگسال با نوجوان دارد یک اشتباه بزرگ مدام تکرار میشود. ما صمیمیت را با «سهلگیری» اشتباه میگیریم. یعنی برای اینکه ارتباطمان با نوجوان خراب نشود، قانون را نصفه اجرا میکنیم یا از همان اول کوتاه میآییم. نتیجه هم معمولاً مشخص است: نوجوان مطمئن میشود قوانین جدی نیستند و خیلی راحت کنار گذاشته میشوند!
زمانی که نوجوان تصور میکند قوانین جدی نیستند چه اتفاقی میافتد؟ بحثها طولانی و بینتیجه میشوند، آرامش از بین میرود و حرف بزرگسال اثرش را کمکم از دست میدهد.
ادامهی این مسیر در خانه شکل میگیرد…
بنابراین ما در مدرسه امن خودمان تلاش میکنیم این پیام را به نوجوان منتقل کنیم: اینجا با تو محترمانه حرف میزنند، اما مرزها هم واقعی هستند.
ما ارتباطمان را با دانشآموزان نه با تندیکردن میسازیم و نه با صمیمیت بیش از اندازه. ما ارتباطمان را با «جملههای درست» و «مرزهای روشن» میسازیم؛ اینگونه است که در مدرسهی ما هم نوجوان آرامش دارد و هم بزرگسال فرصت دارد نوجوان را درست هدایت کند.
حالا احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده است: «چطور در خانه هم همین مسیر را ادامه بدهیم؟»
برای اینکه این مسیر در خانه هم ادامه پیدا کند، در بخش مقالهها، مقالهای با عنوان «چگونه با نوجوان حرف بزنیم که نتیجهبخش باشد؟» منتشر کردهایم. پیشنهاد میکنم این مقاله را بخوانید و همان الگو را در خانه تمرین کنید تا هم بتوانید مرز را نگه دارید و هم رابطه را حفظ کنید.
فراموش نکنید: مرزها را با «جملهی بهتر» میتوانیم بسازیم و با «ثبات و پیگیری» میتوانیم از آنها محافظت کنیم.
