دکتر احسان خانمحمدی، مدیریت دبیرستان خاتم ولنجک/ یاسمن رضائیان، مدیر توسعه و برند:
مهارت عبور از روزهای سخت با کمک پایگاه تابستانی
واقعیت این است که ماههای گذشته برای هیچکدام از ما، اعضای مدرسه، عادی نبود. بچهها آموزش مجازی را در دل روزهای بحرانی، صدای بمباران و اوج تنش و نگرانی تجربه کردند. بنابراین در چنین وضعیتی بازگشت به مدرسه، در قالب برنامهی پایگاه تابستانی، یک بازگشایی ساده و تقویمی نبود. حقیقت این است که ما بعد از این حجم از فشار روانی، بهشدت نگران بچهها بودیم. بنابراین، هوشمندانه و متعهدانه، یک اقدام کاملاً متفاوت انجام دادیم.
ما در مدرسه نهتنها دست روی دست نگذاشتیم تا ببینیم اوضاع چطور میشود، بلکه رکورد خودمان را هم شکستیم! در همین روزهای سخت، پایگاه تابستانی و آموزش حضوری را یک ماه زودتر از همیشه، یعنی از همان هفتهی اول تیر، شروع کردیم. اما هدفمان پر کردن چند کلاس یا تدریس خشک و خالی نبود. ما میخواستیم بچهها خیلی سریع در یک محیط امن، دوباره خودشان را پیدا کنند، آرامش روانیشان را پس بگیرند و از آن فضای پرالتهاب فاصله بگیرند.
تجربهی درام، کتابخوانی و ساختوساز، همه با یک مفهوم
تفاوت اصلی پایگاه تابستانی امسال در دبیرستان دورهی اول خاتم چه بود؟ برخلاف خیلی از مدارس که تأکید داشتند بچهها از درس عقب ماندهاند و طی یک برنامهی فشرده فقط باید درسهای تئوری بخوانند، ما از آموزشهای تئوری فراتر رفتیم. چون میدانستیم بچهها بعد از آن روزهای پرفشار، بهشدت، به فضایی نیاز دارند تا هیجانهایشان را تخلیه کنند و بعد تازهای از خودشان را بشناسند.
بنابراین، علاوه بر اینکه کلاسهای تئوری برگزار کردیم به سراغ «کلاسهای کارگاهی» و «خلق تجربههای ارزشمند» رفتیم.
در این طراحی سه کلاس کارگاهی به هم پیوند خوردند:
کارگاه کتابخوانی: برای اینکه بچهها کتاب را بخوانند، خودشان را در داستان پیدا کنند و با صحبتکردن دربارهی داستان، محتوای کتاب را عمیقتر زیست کنند.
کلاس بیان: برای اینکه بچهها احساسات و موقعیتهایی را که در کتاب خواندهاند به نمایش بگذارند تا بتوانند احساسات تلنبارشدهشان را بیرون بریزند و آنها را بهتر بشناسند.
کارگاه ساختوساز: برای اینکه بچهها آنچه را از داستان خواندند و زیستند و شناختند، به یک خروجی و اثری هنری تبدیل کنند که روایتگر حال و هوای درونیشان باشد.
به این ترتیب، چرخهی نهادینهسازی کتاب در درونشان تکمیل شد و هم به آرامش درونی رسیدند و هم بعد تازهای از وجودشان را کشف کردند و شناختند.
دستاوردهای روانشناختی کارگاههای پایگاه تابستانی
کتابهایی که محور فعالیت این سه کلاس کارگاهی بودند، کتابهایی صرفاً قشنگ یا جذاب نبودند که سلیقهای انتخاب شده باشند.
میدانید که پروژهی کتابخوانی در مدرسهی ما بخشی از طرح زبانآموزی است و بنابراین، کتابهای داستانیای که انتخاب میشوند ابعادی زبانشناختی دارند که به ما در ارزیابی سطح زبانی دانشآموزان کمک میکنند.
اما ملاک ما در انتخاب کتاب فقط ابعاد زبانشناختی نبود. این کتابها متناسب با سن هر پایه (هفتم، هشتم، نهم)، وضعیتی که بچهها در آن روزهای پرالتهاب تجربه کرده بودند و آنچه در دوران نوجوانی باید از مواجه با مشکلات و بحرانها بدانند، انتخاب شدند.
اینگونه بود که زیستن با این کتابها، در فرصت دوماههی پایگاه تابستانی، به تجربهای ارزشمند برای بچهها تبدیل شد.
پایه هفتم و «مدیریت هیجان ترس»
بچههای پایهی هفتم رمان «پکس» را خواندند؛ داستانی دربارهی جنگ و جدایی که با حال و هوای این روزها و چالشهای شروع نوجوانی کاملاً همخوانی دارد.
آنها در کارگاه کتابخوانی کتابچهای جذاب و تخصصی برای کتاب پکس ساختند و با راهنمایی دبیر هر بخش را بهمرور تکمیل کردند.
در کارگاه بیان، بچهها موقعیتهایی مثل ترس و احساس طرد شدن را با بازی و نمایشدادن زندگی کردند. آنها فهمیدند بدن در مواجهه با اضطراب دقیقاً چه واکنشی نشان میدهد و یاد گرفتند چطور این هیجانات را مدیریت کنند.
در کارگاه دستورزی نیز آدمکهایی با سیم مفتول ساختند و به هر عروسک، بر اساس حال و هوای درونی خودشان، هویت دادند.
پایه هشتم و «درک لحظهها با سرودن هایکو»
هشتمیها سراغ کتاب «برخورد» رفتند؛ کتابی با روایتی متفاوت از جنس جریان سیال ذهن که ویژگی خاص نوجوانی است. این داستان به بچهها فرصت داد رها کردن و سبکبالشدن را تجربه کنند و بیشتر از آنکه نگران دنیای بیرون باشند، درون خودشان غوطهور شوند و خودشان را بشناسند.
آنها در کارگاه کتابخوانی فرصت داشتند به کتاب «برخورد» برگردند، بخشهایی از آن را باهم بخوانند، دربارهی هر تجربهای که در کتاب نوشته شده بود صحبت کنند و شعرهای کوتاه ژاپنی (هایکو) بنویسند تا یاد بگیرند احساسات گنگ و پیچیدهشان را خیلی دقیق، کوتاه و بدون حاشیه بیان کنند و به آرامش برسند.
بچهها در کارگاه بیان، با روشهای گوناگون، زیستن در لحظه را تجربه کردند و با احساسات متفاوت و بسیاری روبهرو شدند که شاید تا پیش از این آنها را تجربه نکرده بودند.
در کارگاه دستورزی، نیز «دستبندهای هویتی» ساختند تا آنها را به دستشان ببندند و هربار با تماشای آن هویت مستقل خودشان را در دنیای پرآشوب بیرون به یاد بیاورند.
پایه نهم و «ساخت صندوقچهی ارزشها»
کتاب پایهی نهم «انقلاب خالهبازی نیست» بود؛ داستانی دربارهی دختری نوجوان که در روزهای بحران و آشوب در چین زندگی میکند و یاد میگیرد هویت اجتماعی خود را بسازد و در عین حال، از آن روزها، جان سالم به درد ببرد.
بچهها در کارگاه کتابخوانی دربارهی اتفاقات متعدد داستان، لحظههای حساس و سرنوشتساز، تصمیمهای شخصیت نوجوان و درست یا غلطبودن رفتارهای او بحث کردند و به این فکر کردند اگر آنها جای شخصیت نوجوان بودند چه کار میکردند.
آنها در کارگاه بیان صحنههایی از کتاب را بازسازی و اجرا کردند. بچهها احساساتی مانند خشم و ناکامی را شناختند و آموختند هوشمندانهترین واکنش، زمانی که احساسات منفی به سراغشان میآید، چبیست.
در کارگاه دستورزی نیز، متناسب با فضای داستان، صندوقچهای چوبی ساختند تا آنچه را به زندگیشان معنا میدهد و ارزشهای درونیشان را نشان میدهد در آن بگذارند. آنها یک تمرین کاملاً عملی داشتند تا به خاطر بسپارند که در حساسترین مقطع نوجوانی (سنی که هویت اجتماعی مطرح میشود) و در میان اینهمه اخبار نگرانکننده، ارزشها و داراییهای واقعیشان کدامند و مهمتر از همه، چطور باید از آنها مراقبت کنند.
ارزیابی عملکرد و مسیر رشد دانشآموزان در پایگاه تابستانی
کار ما اینجا تمام نشد! حالا نیاز بود تا شما والدین در جریان آنچه در پایگاه تابستانی گذشت قرار بگیرید و بدانید عملکرد فرزندانمان در کلاسها چگونه بوده است.
ما همهی دادهها را بادقت ثبت و تحلیل کرده بودیم. بنابراین نتیجه را طی دو گزارش (یکی برای کلاسهای تئوری و یکی برای کلاسهای کارگاهی) به شما ارائه دادیم و با شما تماس گرفتیم و توضیح دادیم در شهریور باید چه کاری انجام بدهید که فرزندمان همچنان در این چرخهی آموزش بماند تا با بالاترین سطح از آمادگی وارد سال تحصیلی جدید شود.
همانطور که میدانید در این گزارشها دانشآموزان به ۴ گروه تقسیم شدند:
گروه اول: آنهایی که عالی بودند، از پایگاه تابستانی بیشترین استفاده را بردند و نتیجهی درخشانی گرفتند.
گروه دوم: آنهایی که ایرادهایی جزئی داشتند و با یکی دو توصیهی کوچینگ، مسیر یادگیریشان اصلاح شد.
گروه سوم: آنهایی که در پایگاه حضور داشتند اما در کلاسهای تئوری یا کارگاهی به نتیجهی دلخواه نرسیدند. برای این دانشآموزان تکالیف جبرانی مشخص کردیم تا در شهریور، با نظارت شما در خانه، بتوانند روی نقاط ضعفشان کار کنند.
گروه چهارم: درصد محدودی از بچهها در پایگاه تابستانی حضور نداشتند و فرصت نکردند این تجربههای ارزشمند را به دست بیاورند. با این حال، ما برای این گروه از دانشآموزان برنامهی شهریور را صریح و شفاف توضیح دادیم تا بدانند قبل از شروع سال تحصیلی چطور خودشان را آماده کنند که در مهر، از بقیهی بچهها عقب نباشند و در کلاسها و بحثها احساس غریبی نکنند.
دعوت به نمایشگاه دستاوردهای پایگاه تابستانی
بنابراین ما در مدرسه همهی تلاشمان را کردیم تا به جای نشستن و تماشا کردن اوضاع، یک محیط پویا، هدفمند و متفاوت بسازیم و فرصت تجربههای جدید را فراهم کنیم. اما واقعیت این است که این مهارتها و تواناییها، بدون استمرار و بدون همراهی شما در خانه، تثبیت نمیشوند.
پس برای اینکه خودتان از نزدیک ببینید بچهها در این دو ماه چه کارهایی کردهاند و چقدر در مهارتهایشان رشد داشتهاند و برای اینکه بدانید این فعالیتها از چه جنس بودهاند و چطور میتوانید این فرآیند را در خانه ادامه بدهید، اواخر شهریور و قبل از شروع سال تحصیلی جدید، نمایشگاهی از محصولات دستورزی و خروجی پروژههای دانشآموزان برگزار میکنیم.
حضور در این نمایشگاه صرفاً بازدید از نتیجهی کار بچهها نیست. این حضور، بهترین حمایت روانی از فرزندانمان است و به شما نیز کمک میکند تا چرخهی رشد را کامل کنید. پس تقویمهایتان را برای فرزندانمان خالی نگه دارید که منتظر دیدارتان در نمایشگاه هستیم.


